علوم سیاسی
(١)
نامه اى از امام ره -
١ ص
(٢)
گزارشى از سفر علمى تحقيقى طلبه دانشجويان موسسه به جمهورى خودمختار نخجوان -
٢ ص
(٣)
امام خمينى ؛ گفتمان تجدد اسلامى -
٣ ص
(٤)
اجتهاد و سياست از ديدگاه امام خمينى ره -
٤ ص
(٥)
نگاهى به ديدگاههاى سياسى امام خمينى (ره) در دوره اقامت در فرانسه - طالبى دارابى ابراهيم
٥ ص
(٦)
جايگاه طبقات پايين اجتماع در انديشه امام خمينى ره - قنبرى آيت
٦ ص
(٧)
جايگاه امنيت در انديشه سياسى اسلام و امام خمينى - ولى پور زرومى سيد حسين
٧ ص
(٨)
امام خمينى و غرب - خالقى افکند على
٨ ص
(٩)
امام خمينى ؛ روحانيت و نظام سياسى - زهيرى عليرضا
٩ ص
(١٠)
امام خمينى (ره) و مبانى نظرى سياست خارجى - ستوده محمد
١٠ ص
(١١)
درآمدى بر آزادى هاى سياسى از ديدگاه امام خمينى - مير احمدى منصور
١١ ص
(١٢)
حاكم اسلامى ؛ نصب يا انتخاب - ارسطا محمدجواد
١٢ ص
(١٣)
امام خمينى ؛ ولايت فقيهان و مشاركت مردم - مقيمى غلامحسن
١٣ ص
(١٤)
ثبات و تحول در انديشه سياسى امام خمينى - لک زايى نجف
١٤ ص
(١٥)
كاركرد نظام سلطه در روابـط بين المللـى از ديدگاه امام خمينى ره - متقي ابراهيم
١٥ ص
(١٦)
امام خمينى و جنبشهاى اسلامى معاصر - سجادى سيد عبد القيوم
١٦ ص
(١٧)
آزادى و عدالت در انديشه امام خمينى - شريعتمدار جزائرى سيد نور الدين
١٧ ص
(١٨)
گزارش اجمالى از رساله اجتهاد و تقليد تاليف امام خمينى - حيدرى بهنوئيه عباس
١٨ ص
(١٩)
مفهوم حكومت اسلامى و جمهورى اسلامى از ديدگاه امام خمينى ره - فراتى عبدالوهاب
١٩ ص
(٢٠)
شرايط حكومت دينى به قرائت امام خمينى - پزشکى محمد
٢٠ ص
(٢١)
منشــإ مشروعيت حكومت اسلامى - قاسمى مهدى
٢١ ص

علوم سیاسی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - گزارشى از سفر علمى تحقيقى طلبه دانشجويان موسسه به جمهورى خودمختار نخجوان

گزارشى از: سفر علمى تحقيقى طلبه دانشجويان موسسه به جمهورى خودمختار نخجوان



اشاره:
آنچه در زير خواهيد خواند گزارشى است از سفر به جمهورى خودمختار نخجوان. در اين سفر كه از طرف موسسه آموزش عالى باقرالعلوم(ع) ترتيب داده شده بود; تعدادى از استادان و دانشجويان علوم سياسى موسسه جهت بازديدى علمى از جمهورى خودمختار نخجوان و انجام برخى از پژوهشهاى ميدانى, شركت داشتند.
گروه پس از اقامتى يك روزه در شهر تبريز و بازديد از برخى موزه ها و مكانهاى تاريخى اين شهر, از طريق مرز خاكى و شهر جلفا وارد جمهورى نخجوان شد و پس از بازديد از موزه ها و انجام برخى از ديدارها عازم شهر نخجوان شدند و طى اقامت چند روزه در اين شهر, بازديدى از برخى شهرهاى ديگر اين جمهورى نيز به عمل آورده و تحقيقاتى ميدانى را حول محورهاى اقتصادى, فرهنگى و سياسى انجام دادند كه در زير گزارشى اجمالى از نتيجه برخى از اين پژوهشها براى ايجاد تصويرى روشن از وضعيت اين جمهورى براى خوانندگان ارايه مى گردد.

مقدمه
جمهورى خودمختار نخجوان در جنوب غربى قفقاز و در كنار رودخانه ارس و در ناحيه اى خارج از خاك جمهورى آذربايجان واقع است. نخجوان از شرق و شمال با ارمنستان و از شمال غربى با تركيه و از جنوب و جنوب غربى با جمهورى اسلامى ايران هم مرز مى باشد. طول مرز مشترك نخجوان با ايران ٢٢٤ كيلومتر و با تركيه ١١ كيلومتر و با ارمنستان ٢٤٦ كيلومتر است.
مساحت نخجوان ٥٥٠٠ كيلومتر مربع است كه ٦/٤ درصد از وسعت جمهورى آذربايجان را شامل مى گردد.
نخجوان در منطقه كوهستانى قرار دارد و اراضى آن در سطحى بالاتر از سطح دريا قرار دارد بگونه اى كه تقريبا نيمى از اراضى در ارتفاع ١٠٠٠ تا ٢٠٠٠ متر, ٢٦% در ارتفاع ٢٠٠٠ تا ٣٠٠٠ متر و مابقى در ارتفاع بيش از ٣٠٠٠ مترى قرار گرفته اند.
بلندترين قله نخجوان قاپى چق نام دارد كه ٣٩٠٤ متر ارتفاع دارد.
مهمترين رودخانه هاى نخجوان آرپاچاى, نخجوان چاى, الينجه چاى و گيلان چاى مى باشد كه آب اين رودخانه ها به ارس مى ريزد.
آب و هواى نخجوان در تابستان گرم و خشك و در زمستان سرد است.
در منابع قديمى از نخجوان به صورت نشوى ما نقجوان و نخچوان ياد شده است. طبق برخى روايات, نرسى پسر بهرام گور از پادشاهان ساسانى آن را بنا كرد و در ابتدا نخجيروان نام داشته است و به تدريج به شكل كنونى تبديل شده است.
طبق برخى از روايات, ظاهرا نخستين استراحتگاه حضرت نوح(ع) پس از طوفان بوده است و بر طبق همين روايات محل وفات وى نيز در اين نواحى مى باشد و به همين خاطر كهنه قلعه در كنار شهر نخجوان قرار دارد, زيارتگاه مسلمانان است. در نيمه اول قرن ششم ميلادى در زمان ساسانيان در آن سكه ضرب مى شده است.
اين ناحيه تا سده هفتم پيش از ميلاد جزء امپراتورى اوراتو بوده, سپس جزيى از قلمرو هخامنشيان شده است. در سده سوم ميلادى تابع دولت ساسانى و در قرن چهارم جزء ارمنستان بوده است و در زمان خلافت عثمان بوسيله مسلمانان فتح شده ولى تا سالها شورشهايى در آن رخ مى داد كه عمده ترين آنها شورش بابك خرمدين بود. نخجوان در سده هاى دهم و يازدهم ميلادى از رونقى چند برخوردار بود اما از آن پس مورد حمله غزها واقع شد. پس از حمله مغولان جلال الدين محمد خوارزمشاه آن را به پايگاه مقاومت خود تبديل نمود كه با شكست وى مغولان اين نواحى را به شدت ويران كردند.
با شكست قواى آق قويونلو, صفويان بر آن مستولى شدند. از آن به بعد اين سرزمينها بارها شاهد جنگهاى ايران و عثمانى بود و پس از صفويان چندى خان نشين مستقلى در اين نواحى مستقر گشت.
در خلال جنگهاى ايران و روس در دوران قاجاريه اين شهر به تصرف روسها درآمد و طبق معاهده تركمن چاى در سال ١٨٢٨ رسما به اين كشور واگذار گرديد. پس از انقلاب كبير روسيه نخجوان در سال ١٩١٨ به تصرف تركهاى عثمانى درآمده, كمى بعد نيز انگليسى ها در آن نفوذ كرده اند.
در تاريخ ٢٨ ژانويه ١٩٢٠ سه ماه پس از تإسيس جمهورى شوروى سوسياليستى آذربايجان, حكومت مشابهى نيز در نخجوان تشكيل گرديد و در ماه مارس ١٩٢١ در شهر مسكو پيمانى ميان دولت شوروى و مليون تركيه به امضا رسيد, كه طبق اين پيمان نخجوان به صورت قسمتى از جمهورى شوروى آذربايجان درآمد. اين پيمان در نخستين كنگره شوراهاى نخجوان در ٢٥ ژانويه ١٩٢٢ به تصويب رسيد. در ٢٧ فوريه ١٩٢٣ سومين كنگره شوراهاى سراسر نخجوان, كميته اجرائيه آن سرزمين را پديد آورد, يكسال بعد نخجوان به صورت جمهورى خودمختار و جزيى از جمهورى شوروى آذربايجان درآمد و نخستين قانون اساسى آن در ١٩٢٦ به تصويب رسيد.
طبق سرشمارى كه در يكم اكتبر ١٩٩٣ به عمل آمده, جمعيت جمهورى خودمختار نخجوان ٣٢٧٩٢٩ نفر بوده استe .ز جمعيت فوق ٩٥/٩% آذربايجانى يا به عبارتى ٣١٤٤٨٤ نفر آذرى ١/٢% روس و ١/١% كرد و ٤% تاتار و ١/٠٦% ديگر تيره ها مى باشند. در شهرها ٩٦٠١٩ نفر و در روستاها ٢٣١٨٣٠ نفر زندگى مى كنند. جمعيت شهر نخجوان ٦٥٥١٤ نفر مى باشد.
شهرهاى جمهورى خودمختار نخجوان عبارتند از: نخجوان, شرور, بابك, صدرك, شاهباز, اردوباد و جلفا. شهر نخجوان مركز جمهورى خودمختار نخجوان مى باشد كه ١٢ كيلومتر مربع وسعت و تا باكو پايتخت آذربايجان ٥٣٦ كيلومتر فاصله و تعداد روستاهاى اين جمهورى بالغ بر ٢٠٣ واحد است.

وضعيت اقتصادى
سياست اقتصادى اتحاد جماهير شوروى سابق كه نخجوان نيز به واسطه آذربايجان يكى از جمهورىهاى آن بود; بگونه اى بوده كه اجازه رشد هيچ نوع صنعت مستقلى را در هيچ يك از جمهورىها به تنهايى نداده است تا هر يك از آنها در صورت استقلال نتوانند به زندگى اقتصادى خود ادامه دهند. در چارچوب همين سياست در تقسيم كارى اقتصادى اتحاد جماهير شوروى سابق نخجوان كه عمده ترين منابع اقتصادى آن كشاورزى و معدن است; وظيفه تهيه آب انگور كارخانه هاى مشروب سازى اتحاد جماهير شوروى را بر عهده داشت.
البته همانگونه كه بيان شد اين جمهورى با كاشت انگور در ابعاد گسترده و تبديل آن به آب انگور در داخل جمهورى, آنرا براى صنايع تبديلى در خارج از جمهورى مى فرستاد و علاوه بر اين معادن سنگ نمك, گوگرد, فسفر و جيوه اين جمهورى استخراج و براى استفاده به خارج جمهورى منتقل مى گرديد. علاوه بر موارد فوق مى توان به صدور آب معدنى اين جمهورى به خارج نيز اشاره نمود.
پس از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى دولت مركزى (روسيه) و همچنين برخى از سودجويان در وضعيت نابسامان بوجود آمده, كليه تكنولوژى كشاورزى مثل آبيارى, داشت و برداشت اين جمهورى را به غارت بردند و همانگونه كه در طى سفر و در كنار اغلب جاده هاى منتهى به شهر نخجوان مشخص بود, زمينهاى وسيع تاكستان رها شده بودند و كشاورزى خصوصا بخاطر خشك سالى امسال كلا از بين رفته بود.
كشاورزان ابراز مى داشتند كه قادر به تهيه بذر, كود و وسايل كشاورزى نيستند تا در زمينهايى كه قبلا به صورت اشتراكى كشت و زرع مى كردند, مشغول فعاليت شوند و امسال نيز بخاطر خشكسالى حتى قادر به اندك كشاورزى كه براى تهيه قوت لايموت خود انجام مى دادند; نيستند.
با اندكى گردش در سطح شهر به ويژه در بازار و بررسى قيمتهاى اجناس كه فقط شامل خوراك, پوشاك و مواد بهداشتى مى شود و مقايسه آنها با متوسط درآمد مردم; درصد بالاى تورم و قدرت اندك خريد مشخص مى شود. مغازه اى كه در آن وسايل خانگى اعم از صوتى ـ تصويرى و... عرضه شده باشد آنقدر اندك است كه كمتر قابل مشاهده است.
در شهر نخجوان فروشگاه يا سوپرماركتى كه در آن به صورت مدرن اقلام و اجناس مورد نياز مردم ارايه شده باشد ديده نمى شود. گوشت و برخى از مواد خوراكى كه نياز به نگهدارى در يخچال دارند, بصورت غيربهداشتى و در فضاى باز نگهدارى و به فروش مى رسند. قيمت نان و سيب زمينى بسيار بالا است.
غير بازار اصلى شهر كه در آن اجناس روزمره مردم و برخى اجناس براى فروش به جهانگردان در آن عرضه شده است; ساير واحدهاى اقتصادى خرد شهرى كاملا غير فعال هستند. واحد پول مناط است و هر ٢/٢ ريال است.
ارزش پول بسيار پايين است آنچنان كه تنها سه نوع پول شيروان, (هر شيروان ١٠/٠٠٠ مناط است) محمد امين (هر محمد امين ٥٠٠٠ مناط است) و بعضا نظامى در مبادلات اقتصادى مورد استفاده قرار مى گيرد.
مايحتاج ضرورى مردم عموما از آذربايجان و از طريق راه زمينى ايران به نخجوان فرستاده مى شود و همچنين مقدارى نيز از ايران و تركيه از طريق مرزهاى مشترك وارد نخجوان مى گردد. در بازار و در ميان اقلام و اجناس خوراكى, پوشاك, شوينده ها, و... اجناس معروف ايرانى فراوان ديده مى شوند; البته با قيمتهاى بسيار بالا.
با توجه به بافت ساختمانى شهرها و روستاها و همچنين بافت اجتماعى مردم به راحتى مى توان احساس كرد كه در نظام سابق (اتحاد جماهير شوروى) امكانات بصورت مساوى بين شهرها و روستاها تقسيم شده به گونه اى كه تنها تفاوت شهر و روستا را از نظر امكانات فقط در بزرگى و كوچكى آنها مى توان تشخيص داد.
امكاناتى مانند گاز, تلفن, جاده و... بصورت مساوى تا دورافتاده ترين روستاها مشاهده مى شد. شكاف طبقاتى فاحشى بين مردم مشاهده نمى شد كه البته به گفته خود مردم در گذشته (يعنى زمان اتحاد جماهير شوروى) اصلا اين مسإله وجود نداشت.
از مسايل جالب ديگر كه تا حدود زيادى به فرهنگ مردم و سياستهاى شوروى سابقا برمى گشت اين بود كه با تمام فقر و نيازى كه مردم داشتند در كل جمهورى چه در سطح شهرها و چه روستاها هيچ اثرى از تكدى گرى (گدايى) بصورت حرفه اى و غيرحرفه اى (اظهار نياز و كمك خواستن از ديگران خصوصا جهانگردان) مشاهده نمى شد.
انرژى الكتريكى جمهورى از منابع آبى تإمين مى شود ولى برق حاصله از منابع آبى كفاف مصرف داخلى را نمى دهد. در ٤٥ سال گذشته برق جمهورى از سوى كشور همسايه ارمنستان تإمين مى گرديد. ليكن در ٥ سال اخير بخاطر جنگ قره باغ تإمين برق از ارمنستان متوقف شد و در حال حاضر نخجوان با توليد١١ مگاوات برق از سد ارس و دريافت ٣٠ مگاوات از ايران و ٤٠ مگاوات از تركيه; برق خود را تا حدودى تإمين مى نمايد و از آنجا كه اين انرژى نياز كل جمهورى را رفع نمى كنند; منازل مسكونى روزانه ٤ الى ٥ ساعت از برق شهر استفاده مى نمايند.
خط آهن نخجوان ـ ايروان ـ باكو كه از سواحل رودخانه ارس عبور و تمامى شهرهاى اين جمهورى را به استثناى شاهباز به هم متصل مى نموده تا تبريز ادامه داشت و تنها خط ارتباطى نخجوان با ديگر كشورهاى جهان به شمار مى رفت كه در ٥ سال اخير به خاطر جنگ ارمنستان و آذربايجان حمل و نقل از اين خطوط متوقف گرديده و تاكنون براى بازنمودن اين راه ارتباطى, دولت باكو بارها با دولت ايروان مذاكراتى داشته كه تاكنون به نتيجه نرسيده است. راه ترانزيت زمينى بين نخجوان و باكو نيز كه از ارمنستان مى گذشت, مسدود شده است و تنها راه ارتباطى با باكو از طريق قلمرو مرزى جمهورى اسلامى ايران برقرار مى باشد.
كاميونهاى آذرى روزانه مايحتاج نخجوان را از باكو و از طريق بيله سوار ـ جلفا به نخجوان حمل مى كنند. تنها راه بين باكو و نخجوان از طريق ارتباط هوايى صورت مى گيرد و روزانه ٣ الى ٤ پرواز از باكو به نخجوان و بالعكس انجام مى گيرد.

وضعيت فرهنگى
زبان ملى مردم نخجوان آذرى است ولى زبان روسى نيز در برخى كارهاى ادارى و قضايى و غيره مورد استفاده قرار مى گيرد.
سياست شوروى سابق براى اشاعه و گسترش ايدئولوژى و فرهنگ حزبى خاص خود اين بوده است كه هرگونه ارتباط و وابستگى فرهنگى جمهوريها و اقوام شوروى را با فرهنگ سنتى ـ مذهبى خود و همچنين با ساير فرهنگها و ملل بكلى قطع نمايد. يكى از مهمترين و اساسى ترين اقدامات در اين جهت تغيير خط و رسميت بخشيدن به خط كريل بود. خط رايج در نخجوان تا سال ١٩٢٩ م خط عربى بوده است اما از اين تاريخ به بعد ابتدا خط لاتين و سپس خط كريل يا روسى جانشين خط عربى گرديد كه هم اكنون نيز مردم اين جمهورى براى نوشتن از اين خط استفاده مى كنند.
در كنار تغيير خط سياست مقابله و مخالفت با سنتها و فرهنگ اين جوامع خصوصا سنتهايى كه با مقوله مذهب ارتباط داشتند و همچنين خود مذهب و حذف آنها از صحنه اين جوامع به شدت اجرا مى شد به گونه اى ممنوعيت برگزارى مراسم و اجتماعات مذهبى و حذف حجاب و تغيير پوشش مردم خصوصا زنان و در رإس برنامه هاى فرهنگى قرار داشت. مساجد و اماكن مقدسه هم بسته شده و يا تبديل به انبار و يا تخريب مى شوند.
در كنار اين اقدامات ريشه اى, ترويج فرهنگ ضددينى, مشروبات الكلى, روحيه لاابالى گرى و پوچ انگارى در ميان جامعه خصوصا نسل جوان باعث شد كه نسل جديد اين جمهوريها از سنتهاى فرهنگى و اجتماعى خود جدا شده و پس از فروپاشى در نوعى بحران هويت, و بلاتكليفى و پوچ انگارى حيران بمانند.
على رغم همه اقداماتى كه طى هفتاد سال سلطه كمونيسم صورت گرفته است هنوز آثارى از دين و اسلام هر چند كم رنگ ديده مى شود. گرچه هيچ اثرى از حجاب در ميان زنان نمى توان يافت و همه آنها با الگوهاى غربى لباس پوشيده اند و حتى بستن روسرى به عنوان داشتن عيبى جسمانى تلقى مى شود, مشروب ارزانتر از نوشابه هاى غير الكلى فراوان وجود دارد و مصرف مى گردد و... با اين حال شايد مى توان گفت كه اثرى از تفكر دينى مى توان يافت.
دين خصوصا در بخشهايى كه با سنت اجتماعى گره خورده است در قالب آداب و رسوم اجتماعى حفظ گرديده است گرچه محتوا و فلسفه وجودى خود را از دست داده اند. هنوز عده اى از نسل گذشته و پيرمردها هستند كه به مساجد مىآيند و در مراسم مذهبى شركت مى كنند و همچنين در ايام سوگوارى خصوصا ايام محرم مجالسى را برگزار مى كنند اما همانگونه كه گفته شد نسل جوان ارتباط خود را كاملا با سنتها و خصوصا دين بريده اند. گرانى و تورم حاصل از استقلال خود به عنوان عاملى براى تشديد اين بحران فرهنگى و عميق تر كردن آن را نمى توان ناديده گرفت.
قوم گرايى و پان تركيسم و يا به عبارت بهتر پان آذريسم, به وضوح در برخورد با اجتماع قابل لمس است و تنها ريسمانى است كه براى فرار از بحران هويت, مى توان به آن پناه برد.
در اوايل قرن بيستم جمهورى خودمختار نخجوان سرزمين افراد بى سواد و كم سواد بود به همين دليل مدارس ابتدايى در سطح گسترده اى افزايش يافت و در سالهاى ٣٤ ـ ١٩٣٣ تحصيل اجبارى در مقطع ابتدايى به اجرا درآمد ودر سالهاى ١٩٥١ به بعد اهالى موظف به خواندن ٧ سال درس و گرفتن گواهينامه ابتدايى شدند و در سال ٥٩ دوره تحصيلات به ٨ سال و بعد به ١٠ سال افزايش يافت.
در سال ١٩٢٠ در اين جمهورى ٤٥ واحد آموزشى فعاليت داشتند كه در كل واحدهاى آموزشى قريب به ٢٠٠٠ نفر مشغول به تحصيل بودند. در سال ١٩٨٣ شمار اين واحدها به ٢٠٦ واحد رسيد كه ٦١ هزار نفر در آن مشغول تحصيل بودند. هم اكنون در اين جمهورى٢٢٢ واحد آموزش وجود دارد كه تعداد ٦٣١٧٠ نفر در آنها مشغول به تحصيل هستند.
نظام آموزش و پرورش در اين جمهورى در اختيار دولت است و در شهر نخجوان يك دانشگاه نيز وجود دارد. اين دانشگاه در سال ١٩٦٧ به عنوان شاخه اى از دانشگاه تربيت معلم جمهورى آذربايجان تإسيس گرديد و با پذيرش دانشجو در رشته هاى رياضيات, ادبيات و تاريخ آغاز به كار كرد. اين دانشگاه اكنون به عنوان يك دانشگاه مستقل به فعاليت علمى خود ادامه مى دهد و در رشته هاى علوم انسانى بيش از ٢٥٠٠ دانشجو, مشغول به تحصيل هستند.
با توجه به مطالب فوق و اقداماتى كه صورت گرفته گرچه شايد نتوان فرد بى سوادى يافت, با اين حال در برخورد با مردم احساس مى شود كه داراى سطح سواد بسيار پايين هستند و اطلاعات عمومى بسيار پايينى دارند و اساسا جامعه اى باسواد و تحصيل كرده به نظر نمى رسد.
مردم عموما علاقه اى به مطالعه ندارند, در شهر نخجوان به ندرت دكه يا مغازه اى مشاهده مى شد كه روزنامه يا مجله يا كتاب بفروشد و اگر بود چيز قابل توجهى در آن مشاهده نمى گرديد. البته تإثير فقر و تورم را در تشديد اين مسإله نبايد ناديده گرفت.
راديو و تلويزيون در نخجوان در اختيار دولت است. راديو نخجوان روزانه بطور متوسط ٢ ساعت مبادرت به پخش برنامه مى كند كه شامل خبر و موسيقى است. كانال يك تلويزيون نخجوان نيز روزانه ٢ ساعت برنامه پخش مى كند كه داراى بخشهاى خبرى, سياسى, اجتماعى, نظامى و موسيقى است و در ساعاتى كه خود مستقيما برنامه نداشته باشد; برنامه هاى شبكه هاى باكو و تركيه را رله مى نمايد. كانال دوم تلويزيون نيز به پخش كانال اول تلويزيون روسيه اختصاص دارد وكانال سوم نيز كانال اول تركيه را پخش مى كند. با اين همه, اقبال و توجه مردم به استفاده از اين كانالها بسيار كم است و همه از چهار كانال تركيه از طريق ماهواره پخش مى شود استفاده مى كنند. در بازديد از شهرها و روستاهاى اين جمهورى هيچ خانه و بعضا مغازه اى يافت نمى شد كه داراى بشقاب ماهواره نباشد كه بطرف كانالهاى ماهواره اى تركيه نشانه نرفته باشد.
مطلبى كه در اين رابطه جالب توجه است اينكه با توجه به مطلب فوق در ميان مردم و بدنه اجتماع اثرى از فرهنگ تركى (تركيه) مشاهده نمى شد و مردم به تركها خيلى روى خوشى نشان نمى دادند بر عكس آذريها كه از آنها با آغوش باز استقبال مى كردند.
از مطالب قابل توجه ديگر اينكه على رغم پوشش و رفتار مردم و وجود پديده هاى فرهنگى كه عموما در جهان مدرن غرب يافت مى شود با اين حال مردم داراى عقايدو بافت سنتى بودند كه علل و عوامل اين مسإله قابل بررسى است.
در پايان بايد گفت كه متإسفانه على رغم محيط مناسبى كه براى كارهاى فرهنگى براى جمهورى اسلامى ايران در جمهورى نخجوان وجود دارد, خصوصا اقبال عمومى مردم به ايرانيها با اين حال شايد بتوان گفت كه ايران حضور همه جانبه در اين جمهورى نداشته است. گرچه كارهاى قابل تقديرى انجام داده است. از جمله بنياد مستضعفان مسجدى را در شهر نخجوان بنا نموده كه آماده افتتاح است. در اين زمينه تلاش گسترده كشورهاى ديگرى از جمله تركيه را نبايد ناديده گرفت. اين كشور در عرض يكسال مسجدى را بنا نموده و توانسته در برخى از پروژه هاى ساختمانى دولتى مشاركت نموده و در مدارس و آموزش و پرورش آنجا نفوذ نمايد.

وضعيت سياسى
جمهورى نخجوان داراى يك مجلس عالى با ٤٥ نماينده است كه از شهرها و مناطق مختلف انتخاب مى شوند. رئيس مجلس عالى نخجوان بالاترين مقام سياسى در نخجوان مى باشد. همچنين نخجوان داراى يك كابينه است كه در رإس آن نخست وزير قرار دارد و وزرإ كشور, آموزش و پرورش, فرهنگ, بهدارى و... اعضاى آن را تشكيل مى دهند. هر يك از شهرهاى نخجوان توسط يك فرماندارى بنام كميته اجرايى اداره مى شود. ديوان عالى نخجوان نيز در رإس دستگاه قضايى قرار دارد.
فرهنگ سياسى مردم پايين است. كمتر اثرى از مطالعه روزنامه, شنيدن اخبار سياسى و مشاركت در امور سياسى در بين مردم ديده مى شود. اطلاعات عمومى سياسى مردم در حد پايين است و اساسا مردم كمتر علاقه اى به سياست از خود نشان مى دهند.
در صحبت با مردم با توجه به فشار مادى و فقر موجود در جامعه برخى اظهار مى كردند كه مايلند وضعيت سابق برقرار شود و وضعيت به نظام كمونيستى برگردد.
در ادامه براى آنكه تصوير روشنى از رژيم سياسى جمهورى نخجوان در ذهن خوانندگان ايجاد شود ترجمه فصل هشتم قانون اساسى جمهورى آذربايجان كه در مورد جمهورى خودمختار نخجوان است عينا آورده مى شود.

فصل :٨ جمهورى خودمختار نخجوان
ماده ١٣٤ - رژيم حقوقى جمهورى خودمختار نخجوان:
١ـ جمهورى خودمختار نخجوان دولت خودمختار در تركيب آذربايجان است.
٢ـ رژيم حقوقى جمهورى خودمختار نخجوان با اين قانون اساسى معين مى گردد.
٣ـ اجرا و عمل به قانون اساسى, قوانين جارى, فرمانهاى رئيس جمهورى و حكم هاى صادره از نخست وزيرى جمهورى آذربايجان در اراضى نخجوان الزامى است.
٤ـ قانون اساسى جمهورى خودمختار نخجوان و قوانين جارى نخجوان ـ با قانون اساسى و قوانين جارى جمهورى آذربايجان, حكمهاى نخست وزيرى جمهورى خودمختارنخجوان با قانون اساسى و قوانين جارى جمهورى آذربايجان و فرمانهاى رئيس جمهور و با حكمهاى نخست وزيرى جمهورى آذربايجان نبايد ضديت داشته باشد.

ماده ١٣٥ ـ تقسيم حاكميت در جمهورى خودمختار نخجوان :
١ـ قوه مقننه جمهورى نخجوان به عهده مجلس عالى, قوه مجريه به عهده نخست وزيرى و قوه قضائيه به عهده دادگاههاى جمهورى نخجوان مى باشد.
٢ـ مجلس عالى جمهورى خودمختار نخجوان با قانون اساسى و قوانين جارى جمهورى آذربايجان در حل مسائلى كه جزء صلاحيتهايش منظور شده باشد, نخست وزيرى خودمختار نخجوان با قانون اساسى و قوانين جارى و فرمانهاى رئيس جمهورى آذربايجان در حل مسائل مربوط به صلاحيتهاى خود و دادگاههاى جمهورى خودمختار نخجوان با قانون اساسى و قوانين جارى جمهورى آذربايجان در حل مسائل مربوط به صلاحيتهاى خود مستقل هستند.

ماده ١٣٦ ـ بالاترين مقام در جمهورى خودمختار نخجوان:
رئيس مجلس عالى جمهورى خودمختار نخجوان بالاترين مقام را در جمهورى خودمختار دارد.

ماده ١٣٧ ـ مجلس عالى جمهورى خودمختار نخجوان:
١ـ مجلس عالى جمهورى خودمختار نخجوان شامل ٤٥ نماينده است.
٢ـ مدت صلاحيت مجلس عالى جمهورى خودمختار نخجوان ٥ سال است.
٣ـ نمايندگان مجلس عالى رئيس و معاونين آن را تعيين مى نمايد, همچنين كميسيونهاى دائمى و موقتى تشكيل مى دهد.

ماده ١٣٨ ـ مقررات عمومى تعيين شده از طرف مجلس عالى جمهورى خودمختار:
مجلس عالى جمهورى خودمختار نخجوان در رابطه با موارد زير قوانين و مقررات عمومى تعيين مى نمايد:
١ـ انتخابات مجلس عالى نخجوان.
٢ـ دريافت مالياتها.
٣ـ در راستاى شكوفايى و گسترش اقتصاد جمهورى خودمختار نخجوان.
٤ـ تإمين مايحتاج عمومى.
٥ـ حفاظت محيط زيست.
٦ـ توريست.
٧ـ بهداشت و درمان, علم ودانش و فرهنگ.

ماده ١٣٩ ـ شرح وظايف مجلس عالى جمهورى خودمختار:
مجلس عالى موارد زير را اقدام مى نمايد:
١ـ تشكيل كار مجلس عالى جمهورى خودمختار.
٢ـ تعيين بودجه جمهورى خودمختار.
٣ـ تإييد برنامه هاى اقتصادى و عمومى جمهورى خودمختار.
٤ـ تصويب حكم عزل و نصب نخست وزير جمهورى خودمختار.
٥ـ تإييد اعضاى كابينه نخست وزيرى.
٦ـ رإى اعتماد به كابينه نخست وزيرى.

ماده ١٤٠ ـ چگونگى تعيين تركيب نخست وزيرى:
١ـ كابينه نخست وزيرى جمهورى خودمختار نخجوان با پيشنهاد نخست وزير و با تإييد مجلس عالى تعيين مى شوند.
٢ـ نخست وزير جمهورى خودمختار از طرف رئيس جمهورى آذربايجان معرفى و مجلس عالى نخجوان آن را تإييد مى نمايد.
٣ـ صلاحيتهاى نخست وزيرى جمهورى خودمختار نخجوان:
ـ لايجه بودجه را آماده و تقديم مجلس مى نمايد.
ـ برنامه بودجه جمهورى خودمختار را اجرا مى كند.
ـ به اجراى برنامه هاى اقتصادى در جمهورى خودمختار نظارت مى كند.
ـ برنامه هاى مربوط به تإمين اجتماعى را به اجرا در مىآورد.
ـ مسائل ديگرى كه از طرف رئيس جمهور صلاحيت داده شود حل مى نمايد.
٤ـ نخست وزيرى نخجوان احكام و فرامينى تصويب و صادر مى كند.

ماده ١٤١ ـ فرمانداران محلى در جمهورى خودمختار نخجوان:
١ـ فرمانداران جمهورى خودمختار نخجوان از طرف رياست جمهورى آذربايجان براساس معرفى رئيس مجلس عالى نخجوان تعيين مى گردند.